تأثیرات اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و خانوادگی بر ارتقای سلامت کودک
سلامت کودک با شرایط زندگی، فرصتهای آموزش، دسترسی به خدمات و روابط حمایتی او پیوند دارد. مسکن، محیط مدرسه و محله، زبان گفتوگو با تیم سلامت و باورهای هر خانواده نیز در شناخت نیازهای او اهمیت دارند. این شناخت به پرسیدن و شنیدن نیاز دارد؛ وضعیت اقتصادی، شکل خانواده یا هویت فرهنگی و مذهبی بهتنهایی سلامت یا ترجیحات مراقبتی یک کودک و خانوادهاش را مشخص نمیکند.
شرایط اقتصادی، آموزش و دسترسی به خدمات سلامت
درآمد خانواده و دسترسی به غذای مناسب، آموزش و خدمات سلامت، در فرصتهای سلامت کودک نقش دارند. در سطح جمعیت، محرومیت بیشتر با سلامت نامطلوبتر همراه است؛ اما این ارتباط برای یک کودک مشخص، تشخیص یا پیشبینی قطعی به دست نمیدهد.
از محدودیت اقتصادی نمیتوان درباره توجه خانواده به کودک نتیجه گرفت. شرایط اقتصادی خانواده فقط به انتخابهای فردی محدود نمیشود؛ دسترسی به منابع، فرصتهای شغلی و نحوه دسترسی به خدمات نیز بر شرایط زندگی خانواده اثر میگذارند.
خانه، محله و مدرسه؛ محیطهای روزمره کودک
کیفیت مسکن با سلامت ارتباط دارد. شلوغی بیش از حد خانه، هوای آلوده داخل ساختمان، آب ناسالم و خطرهای آسیبدیدگی از موضوعاتی هستند که هنگام بررسی محیط زندگی باید به آنها توجه کرد.
در مدرسه، سلامت به آموزش چند نکته بهداشتی محدود نمیشود. فضای امن، روابط محترمانه، احساس تعلق و فرصت مشارکت برای همه دانشآموزان هم اهمیت دارند. همکاری مدرسه با خانوادهها و نهادهای محلی میتواند پشتوانه این محیط باشد. در محله نیز دسترسی به خدمات و فضای امن برای بازی، بخشی از شرایط زندگی کودک است.
خانواده و مراقبان؛ شناخت کودک و دریافت حمایت
کسانی که هر روز از کودک مراقبت میکنند، درباره نیازها و تجربههای او اطلاعاتی دارند که برای تیم سلامت ارزشمند است. این افراد ممکن است والدین، سرپرست یا دیگر مراقبان باشند. لازم است نقش هر فرد از خود خانواده پرسیده شود و به کودک نیز متناسب با سن و تواناییاش فرصت گفتوگو داده شود.
مشارکت خانواده یک شکل ثابت ندارد. خانوادهها باید فرصت داشته باشند درباره میزان و شیوه حضور خود در مراقبت گفتوگو کنند. شنیدن ترجیحات آنها و روشنبودن اطلاعات، پایه این همکاری است.
مراقبان هم به حمایت نیاز دارند، بهویژه در سالهای نخست زندگی کودک. حمایت عملی و عاطفی و توجه به رفاه مراقب میتواند بخشی از این پشتیبانی باشد. باید پرسید چه کسی واقعاً برای خانواده منبع حمایت است؛ نزدیکی خانوادگی بهتنهایی به معنای در دسترس بودن کمک نیست.
زبان و فهم مشترک در ارتباط با تیم سلامت
وقتی کودک یا مراقبانش زبان توضیحات را بهخوبی نمیفهمند، احتمال سوءبرداشت در گفتوگوی مراقبتی وجود دارد. زبان مناسب برای گفتوگو و دریافت نوشتهها باید از خود آنها پرسیده شود. اگر ترجمه لازم است، استفاده از مترجم آموزشدیده توصیه میشود؛ مسئولیت ترجمه گفتوگوهای پزشکی نباید به کودک سپرده شود.
زبان مشترک هم همیشه به معنای فهم مشترک نیست. اصطلاحات تخصصی ممکن است برای خانواده ناآشنا باشند. توضیح روشن، نوشتههای قابلفهم و فرصت پرسیدن سؤال، به خانواده امکان میدهد با آگاهی در گفتوگو و تصمیمها مشارکت کند.
فرهنگ و باورهای مذهبی؛ پرسیدن به جای پیشفرض
ارزشها و باورهای هر خانواده ممکن است در ترجیحات مراقبتی آنها نقش داشته باشد. افراد با پیشینه فرهنگی مشترک الزاماً خواستههای یکسانی ندارند. ترجیحات هر خانواده باید از خودش پرسیده شود.
برای بعضی خانوادهها، مذهب یا معنویت در زندگی و تجربه مراقبت اهمیت دارد؛ برای برخی دیگر چنین نقشی ندارد. میتوان پرسید: «آیا باور یا خواستهای هست که مایل باشید در مراقبت از کودک در نظر گرفته شود؟» پاسخ خانواده مبنای شناخت این نیاز است، نه برداشت تیم سلامت از ظاهر یا هویت آنها.
فروتنی فرهنگی یعنی با احترام و بدون قضاوت شنیدن، پیشفرضهای خود را بازبینیکردن و از تجربه خانواده آموختن. توجه به باورهای فردی باید همراه با شناخت نیازهای کودک و ارائه اطلاعات علمی روشن باشد.